الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
بعد از ظهر امروز که در حال رانندگی تو مسیر دریا بودم، دیدم 200 متر جلوتر از ما یه چیزی داره رو آسفالت غلت می زنه،سرعتو کم کردم دیدم یه موتوری هست که افتاده رو زمین،هم اون و هم ما خیلی شانس اوردیم که فاصله مون کمتر نبود. ماشین زدم کنار و مازیار سریع پیاده شد تا بنده خدا رو بیاره کنار جاده ، دیدم که خودش بلند شد اومد کنار جاده و ما فقط موتور شو آوردیم کنار جاده. ازش پرسیدیم چی شد؟ گفت چرخ جلو پنچر شد و موتور تعادل شو از دست داد.
آرنج دستش و غوزک پاش زخمی شده بود ،خدا رو شکر سطحی بود ولی خب یه خورده هیجان داشت واسه همین گفتم سرت هم ضربه خورده گفت نمی دونم!!! گفتم اسمت چیه و اسمشو گفت. بهش گفتم اهل کجائی که گفت اهل بجنورد داداش!!!چشمام باز شد گفتم آخ طرف ضربه مغزی شده،گفتم یعنی چی اهل بجنوردی؟ گفت من بجنوردی ام ولی ساکن اینجام و دارم کار می کنم.منم گفتم آهان پس کله اش سالمه.گفتم خونت دوره که گفت نه،یه خورده بالاتر آخرین دو راهی سمت چپ خونمونه. گفتم باشه الان میریم و به خانواده ات اطلاع می دیم. از ماشین دستمال برداشتیم و بهش دادیم و رفتیم به آدرسی که داده بود. اصلا حال درستی نداشتیم. در یکی از خونه ها رو زدیم . یه زن میانسال در رو باز کرد و گفتم : حاج خانم یک کیلومتر پائین تر یه بنده خدائی از موتور زمین خورده و میگه اینجا ساکنه و بجنوردی هست. گفت آره آره همسایه ی ماست، گفت چیزیش شده؟ گفتم نه بابا خراش سطحی برداشته.ازش آدرس گرفتیم که به خانواده اش بگیم برن کمکش،همین. زنه جو گرفته بودش،گفت من نمی تونم به زنش بگم،اون ناراحت می شه!!!
گفتم حاج خانم طرف سالمه هیچی اش نشده فقط زمین خورده همین، تازه زنش باید بره بهش کمک کنه مگه خدای ناکرده اتفاقی افتاده که ناراحت می شه...
گفت ثواب کنید برید اونو بیارید،گفتم حاج خانم اون حالش خوبه در ضمن من نمی تونم مسئولیت قبول کنم،همین قدرم که انجام دادم خواستم از زیر دین وجدانم بیام بیرون...زنه گفت آخه مرد هامون سر زمینن. من گفتم حاج خانم زنگ بزنین آژانس ،اون می ره دنبالش...
و دیگه نموندم...
بعد از ظهری موقع برگشت دیدم که نه موتور هست و نه موتور سوار ، با خودم گفتم من اشتباه کردم یا تا همونجا کافی بود؟!!!
از دوستم پرسیدم تو اگه جای من بودی چیکار می کردی؟ گفت هیچی رد می شدم از کنارش،این کارا دردسر داره...
شما اگه جای من بودید چیکار می کردین؟
* روز پدر رو به همه ی پدران ایران زمین تبریک می گم و انشاالله سایه شون همیشه بر سر ما بچه ها باشه.