الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

در سرزمینی دور

آنجا که دلگیر است

یک دختر تنها

از زندگی سیر است

آرامشش پنهان از روزگار سخت

اما گل زیبا همواره شبگیر است

در خرمن ذهنش اندیشه های ناب

می داند او اکنون از بی کسی پیر است

بر گیسوانش نقش، از آسمان دارد

می جوید او ماهی کز چشم ها دیر است

الهام تنهائی با او نخواهد ماند

حتی اگر گوید این کار تقدیر است