الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

ترم پنجم دانشگاه ترم جالب و به یاد ماندنی بود. شاید اون روز روز دگردیسی من و نگاهم به جهان بود، بقول خودم متحول شدنم بعد از اینکه از محضر استاد مرخص شدم، این به اصطلاح شعر رو تو مسیر برگشت و تو سرویس دانشگاه گفتم. خودش ابتکاری بود...تو سرویس، تو مدت 10 دقیقه یه شعر بگی که همیشه با خوندنش یاد یه اتفاق مهم تو زندگیت بیافتی..


طبیعت بیشه سر- عکاس بابک



در آخرین قطرات عرق پیشانیت

دیدمت که چگونه تلاشت را به حراج گذاشتی

شبهه از نگاه دنیا می بارد

ولی تو همچنان می تازی

سخت است

و همیشه اخرین نفرست که می تواند، اینبار

عبور کند

پس تلاش کن

ارزو در سرت چون خنکای تصمیم می پیچد

و تو را راسخ تر از پیش می بینم

ستیز کن

که زندگی صحنه نبرد ماست

ارابه ی اراده ات تیز تر بتازان

یأس را تار و مار کن

و بخواه

زیبا ترین گل جهان از آن تو باشد


***