
نمی دونم قیافه ام چقدر به آدمای مطیع می خوره ، نمی دونم تا کی باید آدمائی مثل من چندین ماه رو به کاری بپردازن که هیچ ربطی به آیندشون نداره ، چیزائی هم که یاد گرفتن رو کم کم فراموش می کنن یا حداقل می فرستن تو بایگانی ذهن شون، سربازی به هیچ وجه سخت نیست ، در واقع مکان خوبی هست برا فرار از بیکاری چون یه دلیل محکمی برا کار نکردن پیدا می کنی.
من سربازم یه سرباز که تیراندازی یاد گرفتم اما به شدت متنفرم از اینکه یه روز مجبور شم واسه دفاع از چیزی که الان معنائی نداره واسه حفظ چیزائی که دیگه الان مهم نیست بزنم یکی دیگه مثل خودمو بکشم ، نمی دونم شاید من واسه این مدل جنگ ساخته نشدم یا لا اقل برا جنگی که خرابی به بار بیاره ساخته نشدم.
دلم واسه مو هام تنگ شد
اما خب چه می شه کرد اینجا کارخونه آدم سازی هست و قراره از نو خودمو بسازم تا دیگه جدی جدی وارد زندگی بشم
بهم نخندین، من دارم از وطنم، از شرفم و ناموسم دفاع می کنم یعنی از همه ی شمائی که بعد از دیدن عکسم بهم می خندین، نخندین آه من گریبان گیرتون می شه :)
شوخی کردم
خداحافظ تا مرخصی بعدی




.jpg)

.jpg)
.jpg)
