رفتن ناگزیر


چیزی به رفتن من نمانده است

به رفتنم از خاطرات نآمده

به رفتنم از خواستگاه مشترک

به رفتنم از جاده های برهنه

آری،

چیزی نمانده است

تا من و تو باور کنیم

که رفتن من کاریست ناگزیر

اما،

اگر چه نگاهی نیست

احساس پابرجاست

چشم ها می مانند

و دل ها پیوندشان باقیست